نمیدونم شما چطوری با اشتباهات و سوتی هاتون کنار میاین ولی
قطعا کسی مثل من انقدر غیر منطقی خودش رو قانع نمیکنه :)) و
انقدر مغز ماهی طوری ناراحتیش رو فراموش نمیکنه :)) بنده
توی بورس سوتی ای دادم که فقط خدامُ شکر کردم که هیچ آشنایی
راجع به این داستان باخبر نمیشه :)))) و بعدش با خودم گفتم ، بیین
خنثی تو الان میتونستی بری یدونه مانتو به اون کمدت که تا تهش
پره اضافه کنی ولی عوضش چیز یاد گرفتی ^^ :))) و بدین صورت
گند زدگی خود را به فراموشی سپرد ...
+ مانتو مزونیِ سهیلا زهدی دوز البته :( :)))
++ مامانم اون موقع ها تستای هوشی که از بچه هاشون میخواست
بگیره رو از من و داداش هم میگرفت و جالبه که بدونین همشون
من نمره های بالا میگرفتم :))) حالا یا مغز من تنزل پیدا کرده
یا
اون تستا و ریون و همه ی همکاراش مشتی بی سواد بودن ![]()
برچسب:
نویسنده: سینا نیکنام