خرید بک لینک

درباره سایت

105

امکانات وب

بیشتر از اینکه استرس خودمو داشته باشم ، استرس مامان بابا رو

دارم ، بابا که میره اداره و مامان :( که باید یک شب در میون بره

پیش مامان بزرگ آقاجان بخوابه ؛ الان زنگ زد که آقا جان ساعت

4 صبح داشته توی خونه راه میرفته که خورده زمین و هیچیم

نمیگفته و وقتی رفتن ببینن کجاست ، دیدن پخش زمین افتاده ؛

لگنش شکسته ، فقط خدا به داد برسه ، کسی که آلزایمر و دیابت

داره و سال هاست توی خونه مونده و از ویروس و میکروب دور

بوده ، الان شکستگی پیدا کرده و توی شدید ترین حالت آلودگی

رفته بیمارستان ؛ خدا به داد ...

+ دوست داشتم مامانم کنارم باشه ، مثل پروانه دورش بگردم

بهش ویتامین آ و سی بدم ، هی اسپری کنم دستاشُ ضدعفونی

کنه :( نمیخوام ، این وضع و این نگرانی رو نمیخوام واقن :(

برچسب: نویسنده: سینا نیکنام تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 11:54

صفحه بندی