دیشب بعد از اینکه از خوابگاه دوستمون درومدیم رفتیم خوابگاه
خودمون که یهو ق.س گفت خنثی ما بریم داخل ، درس که نمیخونیم
بیا بریم بیرون من دلم شیک میخواد ، خلاصه که رفتیم حاجی بابا و
اون شیک خورد ، منم بستنی رنگی :))) بعدش گفتم بیا اسنپ بزنیم
بریم ، باز گوش نکرد و گفت بیا بریم ذرتم بخوریم =)) خلاصه که
فولِ فول برگشتیم و منم که گوله عذاب وجدان بخاطر این پرخوری
بودم ، قشنگ دو ساعت اینا کار کردم ، الکی فقط چند بار تا طبقه
بالای خوابگاه رفتم و برگشتم و پتومو تا کردم و بردم طبقه بالا و
ظرف شستم و ...
+ خلاصه اگه دیدین کاراتون رو هم مونده برین کالری اضافی
بخورین تا از عذاب وجدان اونم شده پاشین همشُ انجام بدین :))
برچسب:
نویسنده: سینا نیکنام